سالها قبل فوتبال ایران جزء بهترینهای آسیا بود و در غرب آسیا حریفی نداشت. بعدها عربستانی پیدا شد که رشد کرد و توانایی رقابت با فوتبال ایران را به دست آورد. آن سالها تیمهای عربی که روبروی ایران بازی میکردند تنها یک هدف داشتند و آن هدف این بود که کمتر گل بخورند. به همین خاطر از انواع روشهای ناجوانمردانه استفاده میکردند. شاید اوج این موارد به مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲ و بازی ایران و بحرین برگردد. در آن بازی ایران نیاز به یک مساوی داشت که به جام جهانی صعود کند ولی بازی را سه بر یک به بحرین باخت و در مرحله بعد از ایرلند شکست خورد و در حسرت جام ماند.
در بازی با بحرین بعد از گلزنیهای بحرینیها ایران یکپارچه حمله بود ولی با کوچکترین تماسی یا حتی بدون تماس بازیکنان دو تیم، فوتبالیستهای بحرینی چند دقیقه روی زمین میافتادند. بعد از آن هر تیمی که با این روش منسوخ به اتلاف وقت میپرداخت را بحرین مینامیدند. اما این شیوه واقعاً سالهاست منسوخ شده است. ولی از آنجا که ما همیشه از قافله عقب هستیم تازه به ما رسیده است. در فوتبال امروز دنیا مساله وقتکشی بازیکنان با استفاده از زمین انداختن خود مساله بسیار غریبی است. مثلاً در همین جام جهانی ۲۰۱۰ کدام تیم را میتوان پیدا کرد که از این شیوه ناجوانمردانه استفاده کرده باشد؟ هیچ کدام. حتی تیمهای عربی هم دیگر این شیوه را کنار گذاشتهاند. اما در فوتبال ما چند سالیست که این مسائل بیشتر از پیش نمود مییابد. نمونهاش هم مسابقه دوستانه دیروز ایران و کرهجنوبی. تقریباً همه بازیکنان ایران یک نوبت و برخی بازیکنان بیشتر از یک نوبت خود را به زمین انداختند تا وقت بازی را هدر دهند. هر بار که یکی از بازیکنان تیم ملی خود را روی زمین میانداخت من احساس میکردم که در ورزشگاه جام جهانی سئول هستم و در میان نگاههای عصبانی و پرسشگر تماشاگران کرهای مجبور به پاسخگویی. هر بار که بازیکنان ایرانی خودشان را زمین میانداختند زیر لب غرولندی میکردم (شاید دشنامی هم میدادم) و از ایرانی بودنم خجالت میکشیدم. شاید برخی از این زمین افتادنها به عمد نبوده و واقعاً مصدومیتی ایجاد شده بود ولی حکایت بازیکنان ما حکایت چوپان دروغگو است. از بس دروغ گفتهاند حرف راستشان هم مورد شک است. این مخصوص تیم ملی نیست. در باشگاههای ما هم این مشکل به وفور دیده میشود و بیش از هم در دو تیم پر طرفدار پایتخت. کافیست استقلال یا پرسپولیس یک گل از هر تیمی (حتی هنر و تربیت گنبد کاووس) جلو بیفتند تا بازیکنانشان یکی یکی و برنامهریزی شده روی زمین بغلطند. تو گویی آن بازیکن تا دو دقیقه دیگر جانش را از دست خواهد داد ولی از من بیننده هم سالمتر و سرحالتر بلند میشود تا دقایقی بعد خود را در گوشه دیگری به زمین بکوبد. از دیروز به این فکر میکنم که بازی دیروز دوستانه بود و ایرانیها حدود ده دقیقه وقت تلف کردند. اگر بازی رسمی بود چقدر وقت تلف میکردند؟
-
کیشلوفسکی، آبی، سفید، قرمز
برای من سینمای لهستان در دو نام خلاصه میشود: رومن پولانسکی و کریشتف کیشلوفسکی. پیش از این درباره پولانسکی در این وبلاگ نوشتهام ولی تا به حال فرصت نشده بود در مورد کیشلوفسکی مطلبی بنویسم. دیدن دوباره سهگانه آبی، سفید و قرمز او بهانهای شد برای نوشتن این مطلب. کریشتف کیشلوفسکی فیلمساز بزرگ و نابغه لهسنانی است که در... ادامه مطلب
-
جاده انقلابی یا مسیر تحول
فرانک ویلر (لئوناردو دیکاپریو) و آپریل ویلر (کیت وینسلت) یک زوج جوان آمریکایی هستند که در دهه ۱۹۵۰ و در محلهای زندگی میکنند به نام جاده انقلابی. این زوج در مورد خودشان دیدگاه خاصی دارند. آنها فکر میکنند بهترین هستند، از همه جلوتر هستند و در یک کلام خاص هستند. در عین حال به نوعی روزمرگی و یکنواختی هم میرسند و برای... ادامه مطلب
-
سه فیلم با تنها یک کلیک
سرعت نوشتن من در مورد موضوعات مختلف در مقایسه با سرعت دیدن، خواندن یا تجربه کردنم بسیار کم است. بعضی از مواقع در مورد برخی فیلمها یادداشتی مینویسم و اینجا منتشر میکنم. اما تعداد فیلمهایی که میبینم به مراتب بیشتر از اینهاست. به همین خاطر امروز تصمیم گرفتم در مورد بعضی فیلمهایی که اخیراً دیدم فقط در حد چند جمله... ادامه مطلب
-
از ویکتوریای فارسیوان تا ویکتوریای جوان !
این روزها بعید است پیش کسی اسم ویکتوریا را بیاورید و او به یاد سریال ویکتوریا که مدتها از شبکه فارسی وان پخش میشد نیفتد. سریالی که در دستهبندی سریالها و فیلمها جزء سریالهای زرد جای میگیرد. کافیست به نمره آن در imdb نگاهی بیاندازید. ۵٫۹ برای سریالی که با این استقبال مواجه شد نمرهای به شدت ضعیف محسوب میشود. اما موضوع... ادامه مطلب
فوتبال دیروز بحرین = فوتبال امروز ما
وبلاگستان فارسی نه ساله شد !
امروز سالگرد تولد وبلاگستان فارسی است. به دعوت صادق تصمیم گرفتم این مطلب را بنویسم. البته قبل از نوشتن مطالب دوستان دیگر را هم خواندهام. اکثر آنها به مساله هویت وبلاگستان فارسی در برابر شبکههای اجتماعی اشاره کردهاند.
به نظر من این مساله کاملاً درست است که وبلاگستان از نوع فارسی یا غیرفارسیاش در هجوم تکنولوژی و شبکههای اجتماعی مثل فیسبوک، فرندفید، توییتر و گوگل ریدر روز به روز نحیفتر و ضعیفتر میشود. اما واقعیت این است که ما به عنوان وبلاگنویس کار چندانی نمیتوانیم انجام دهیم. مجبورم از واژه نخنمای انفجار اطلاعات دوباره استفاده کنم. حجم اطلاعاتی که در محیط اینترنت با آن مواجهیم به قدری زیاد است که باعث شده نگاه ما یک نگاه مینیمالیستیک باشد. اکثر قریب به اتفاق مطالب را نمیخوانیم. بلکه نگاه میکنیم. کافیست به ابزارهای موجود مثل لایکخور نگاهی بیاندازید. رتبههای اول متعلق به وبلاگهای مینیمال است. چرا؟ چون من و شما حوصله خواندن یک متن ۲۰ خطی را نداریم. ترجیح میدهیم که یک متن دو خطی را بخوانیم. این روزها خیلیها مطالبشان را فقط به قصد کسب لایک بیشتر مینویسند. آن روزها که فرندفید برای اولین بار از لایک استفاده کرد، فکر نمیکرد که فیسبوک، باز و گوگل ریدر هم از آن تقلید کنند و معیار و سنگ ترازوی محتوای مطالب تعداد لایکهای آن باشد. این نکته را خیلی از دوستان هم گفتهاند که اکثریت قریب به اتفاق وبلاگنویسان (؟) وبلاگستان فارسی را کپی پیست کاران ماهر و کسانی تشکیل میدهند که با مطلب … به روزم. بهم سر بزن منتظرتم گلم ! قلم میزنند. اینها نه اندیشه یادگیری دارند و نه خیال یاددهی. با احترام به تمام وبلاگهای خوب و قابل اعتنای سرویسهای داخلی مثل بلاگفا و پرشینبلاگ، ولی عمده این اسپمبلاگها روی این دو سرویس قرار دارند. از فیلترینگ خوشهای هم باید گفت که دل و دماغ وبلاگنویسی را از هر کسی میگیرد. فرض کنید من به عنوان یک وبلاگنویس هیچ سرویس آپلود عکسی را نمیتوانم بیابم که فیلتر نشده باشد و عکسم را بتوانم آنجا آپلود کنم. فضای سیاسی – اجتماعی کشور در یک سال و نیم اخیر را هم فراموش نکنید. امیدوارم سال بعد حداقل بخشی از مشکلات اجتماعی و سیاسی که مانع پیشرفت وبلاگستان فارسی شدهاند از بین بروند.
کیشلوفسکی، آبی، سفید، قرمز
برای من سینمای لهستان در دو نام خلاصه میشود: رومن پولانسکی و کریشتف کیشلوفسکی. پیش از این درباره پولانسکی در این وبلاگ نوشتهام ولی تا به حال فرصت نشده بود در مورد کیشلوفسکی مطلبی بنویسم. دیدن دوباره سهگانه آبی، سفید و قرمز او بهانهای شد برای نوشتن این مطلب.
کریشتف کیشلوفسکی فیلمساز بزرگ و نابغه لهسنانی است که در ۲۶ ژوئن ۱۹۴۱ در ورشو پایتخت لهستان متولد شد. پدر او مهندس ساختمان بود و مادرش به حسابداری میپرداخت. دوران کودکی او در سالهای پایانی جنگ جهانی دوم گذشت.
وقتی که جنگ جهانی به پایان رسید کریشتف چهار ساله بود. در همان سالهای اولیه بعد از جنگ، سینمای لهستان تحت نظارت روسها در حال شکلگیری بود و البته آثاری که در آن تولید میشدند عمدتاً از جنگ جهانی دوم الهام میگرفتند. کیشلوفسکی پس از چند بار امتحان موفق شد وارد مدرسه سینمایی لودز شود و در سال ۱۹۶۶ اولین فیلم مستند کوتاهش را با عنوان تراموا بسازد. تا پیش از فراغت از تحصیل در سال ۱۹۶۹ چهار فیلم مستند دیگر هم ساخت و بعد از آن وارد بازار کار سینما شد. اولین فیلم داستانی او پرسنل نام داشت که برای تلویزیون لهستان ساخت. بعد از آن نوبت رسید به اولین فیلم بلند سینمایی که در سال ۱۹۷۶ ساخته شد. نام فیلم زخم بود. در سالهای بعد فیلمهای نگهبان شب و آماتور را هم ساخت که باعث شد مشهور تر بشود. در سال ۱۹۸۴ فیلم بدون انتها را ساخت. از اواسط دهه ۸۰ کار روی فیلمنامه ده فرمان را به همراه کریشتف پیهشهویچ آغاز کرد و بر اساس فرامین دهگانه حضرت موسی که در عهد عتیق موجود است، ساخت این مجموعه تلویزیونی را شروع کرد. کار فیلمبرداری در مارس ۱۹۸۷ آغاز شد و از دل آن دو فیلم مشهورتر به عنوان فیلم سینمایی اکران شدند: فیلم کوتاهی درباره عشق و فیلم کوتاهی درباره کشتن. در این زمان بود که نام او در غرب نیز بر سر زبانها افتاد. اولین فیلم او در دهه نود فیلمی بود که محصول مشترک لهستان و فرانسه بود و زندگی دوگانه ورونیکا نام داشت. این فیلم در جشنواره کن مورد توجه بسیاری قرار گرفت. نوبت به فیلم سه رنگ رسید: آبی، سفید و قرمز. این سه گانه با استقبال بینظیری در سطح جهان روبرو شد. سفید خرس طلایی جشنواره برلین را دریافت کرد. قرمز جایزه شیر طلایی جشنواره ونیز را دریافت کرد و نامزد دریافت سه جایزه از اسکار همان سال هم شد. در سال ۱۹۹۵ در حالیکه آوازه کیشلوفسکی در سراسر جهان پیچیده بود و همه منتظر فیلمهای جدیدی از او بودند، اعلام کرد که دیگر فیلم نخواهد ساخت. تا اینکه در ۱۳ مارس ۱۹۹۶ در اثر سکته قلبی درگذشت.
اوج آثار کیشلوفسکی بدون شک سه گانه آبی، سفید و قرمز بود که به سفارش فرانسویها ساخته شد. اسم فیلم هم بر اساس سه رنگ تشکیل دهنده پرچم فرانسه انتخاب شد تا نشاندهنده شعارهای اساسی انقلاب فرانسه باشد: آزادی، برابری و برادری. فیلمبرداری اولین بخش از فیلم یعنی آبی در سال ۱۹۹۲ در فرانسه آغاز شد و در ۴۵ روز به پایان رسید. سپس گروه در دو کشور فرانسه و لهستان فیلمبرداری سفید را به عنوان قسمت دوم شروع کرد و در نهایت با کار روی قرمز این فیلم را کامل کرد. داستان این سه فیلم، سه داستان کاملاً مجزاست که اساساً ربطی به یکدیگر ندارند.
آبی داستان زنی است که شوهرش در حال نوشتن آهنگ اتحاد اروپا است که به کام مرگ گرفتار میشود، سفید داستان مردی لهستانی است که از همسر فرانسویاش جدا میشود و به تاجری ثروتمند تبدیل میشود و قرمز داستان زنی است که با مسائل مختلفی در زندگی خود روبروست و …
با اینکه این فیلمها ربطی به هم ندارند ولی در برخی قسمتها با هم فصل مشترک پیدا میکنند. مثلاً بیننده مشاهده میکند که صحنه ورود ژولی به دادگاه در فیلم آبی همان صحنهایست که در فیلم سفید کارول در حال صحبت در دادگاه است. در سکانس آخر قرمز هم بازیگران اصلی این سه فیلم در کنار هم قرار گرفتهاند. زمانی که کشتی آنها دچار سانحه میشود تنها این شش نفر هستند که نجات پیدا میکنند. شاید کیشلوفسکی با این کار میخواست نشان دهد که این داستانهای مجزا هم میتوانند با هم تلاقی داشته باشند. شاید مهمترین اتفاق بخش آبی بازی ژولیت بینوش باشد که پیش از آن در فیلمهای هالیوودی مثل خسارت هم بازی کرده بود. آبی داستان زنی است که همراه با شوهر و دختر کوچکش دچار حادثه رانندگی میشود. شوهر و دختر او کشته میشوند و او به همراه دوست شوهرش – که با او رابطه عاطفی هم برقرار میکند – سمفونی که شوهرش قصد اجرای آن به مناسبت تشکیل اتحادیه اروپا داشت را ادامه میدهند. همه چیز برای لذت بردن از این فیلم فراهم است. موسیقی اسرارآمیز با نماهای آبی موجود در فیلم جنبه مرموز بودن را به فیلم داده است و در پایان هم هر کسی تفسیر خود را از فیلم خواهد داشت.
داستان بخش دوم (سفید) در فرانسه و بعد لهستان پیش میرود. کارول آرایشگری لهستانی است که در فرانسه زندگی میکند و با شکایت همسرش برای طلاق روبرو میشود. دلیل همسر، ناتوانی جنننسسسی اوست که کارول خود به این ناتوانی آگاه است. او که بعد از طلاق دیگر هیچ پولی ندارد، با کمک یک لهستانی دیگر به صورت غیر قانونی به لهستان برمیگردد و وارد تجارتهای غیر قانونی میشود و به یک فرد ثروتمند تبدیل میشود و برای انتقام از همسر سابقش نقشهای طراحی میکند و زن را به اتهام قتل خودش به زندان میاندازد. داستان فیلم سفید حول مفهوم عشق، اخلاق و وفاداری میچرخد. سفید آخرین فیلم کیشلوفسکی در لهستان بود.
قسمت آخر این سه گانه قرمز بود. قرمز داستان توامان سه نفر است. یکی زنی که مدل لباس است. دوم صاحب سگی که آن زن با او تصادف میکند. او که یک قاضی بازنشسته است به جاسوسی تلفنی همسایگان خود مشغول است. و سوم وکیل جوانی که آرزو دارد قاضی شود و نامزدش به او خیانت میکند. جالب اینکه وکیل و زن که در یک جا زندگی میکنند هیچ شناختی از هم ندارند ولی شرایط زندگیشان کاملاً مشابه هم است. ایرنه ژاکوب، ژان لویی ترنتینیان و ژان پیر لوری بازیگران این سه نقش هستند. سکانس آخر فیلم هم نجات یافتن سرنشینان کشتی در راه انگلستان است که این نجاتیافتگان شامل ژولی و دوست شوهرش از فیلم آبی، کارول و همسر سابقش از فیلم سفید و زن مدل و وکیل جوان از فیلم قرمز هستند.
اگر کمی به سینمای معناگرا علاقمند هستید این سه فیلم را ببینید تا با اندیشههای کسی آشنا شوید که حاضر بود برای اورسون ولز، فدریکو فلینی و اینگمار برگمان قهوه درست کند تا با نحوه کار فیلمسازیشان آشنا شود.
جاده انقلابی یا مسیر تحول
به غلطک موس خود قابلیتهای بیشتری بدهید
شما از غلطک موس خود چه استفادههایی میکنید؟ آیا به جز بالا و پایین کردن صفحههای فعال کار دیگری با آن انجام میدهید؟ در این مطلب نرمافزاری را معرفی میکنم که با استفاده از آن قابلیتهای بیشتری به موس خود خواهید داد. از جمله اینکه دیگر نیازی به کلیک روی پنجرههای مختلف نیست و بدون اینکه پنجرهای فعال باشد هم میتوان با غلطک آن را به سمت بالا یا پایین اسکرول کرد. در حالت عادی غلطک موس میتواند صفحات را فقط به صورت عمودی بالا و پایین کند. ولی این برنامه اسکرول کردن افقی را هم امکانپذیر میکند. دیگر اینکه وقتی با غلطک موس کلیک میکنید، پنجره فعال بعدی را نشان و بدهد. برای استفاده از این قابلیتها برنامه KatMouse را از این صفحه دانلود کنید. این برنامه تنها ۳۵۵ کیلوبایت است.
بعد از نصب برنامه آن را اجرا کنید. میبینید که تنها یک آیکون به نوار وظیفه اضافه میشود.

در حالت معمول برنامه به صورت پیشفرض فعال است. به جز این دکمه دکمههای settings و exit هم وجود دارد.

اگر روی زبانه settings کلیک کنید تصویر زیر را خواهید دید که در آن شما قادرید ویژگیهای اجرای برنامه را تغییر دهید.


سه فیلم با تنها یک کلیک
نیستید که بخواهید بروید پیتزا بخورید، کسی را هم ندارید که با او به پارک بروید و قدم بزنید، میتوانید فیلم شاهزاده ایرانی را نگاه کنید. به مدت دو ساعت سرگرم میشوید. بعد از دیدن این فیلم که ترکیبی از افسانههای هندی، رومی، چینی، مصری و فیلمهای پستمدرن و فلسفه کیشلوفسکی و خشونت عریان کوئنتین تارانتینویی است، شروع میکنید از خودتان میپرسید اینها که میخواهند شاهزاده ایران را بسازند در حد کتابهای تاریخ دوره ابتدایی هم مطالعه نداشتهاند؟ مثلاً چرا لباس همه ایرانیها مثل عربهاست؟ ایران چه ربطی به سودان دارد؟ (بحث گودرز و شقایق). در ایران اسم گرسیو، تاس و بیس هم هست مگر؟ با خودم میگویم بعد از بازی خوب جیک جیلنهال در فیلم برادران نمیشود از او خیلی انتظار داشت. جوان است و خام. اما آقای بن کینگزلی شما چرا؟ البته نکته برجسته فیلم پشتک واروهای دستان بود که بهترش را میتوانید با تماشای مسابقات ژیمیناستیک قهرمانی جهان در شبکه یورواسپورت تماشا کنید.
در این مورد نظری ندارم. چون فیلم فلینی را ندیدهام. ولی خود راب مارشال هم کم کسی نیست. با فیلم شیکاگو اسکار را برده است و مشکل هم دقیقاً همینجاست که بعضیها جنبه موفقیت را ندارند و تا فیلم موزیکالشان برنده اسکار شد، میخواهند دوباره فیلم موزیکال بسازند. در مجموع از نظر من فیلم قابل قبولی بود. بازی دانیل دیلوییس را پسندیدم. دیلوییس درست است که هیچ وقت آل پاچینو نشد، اما نشان داد که یکی از بهترین شاگردان مارلون براندو بوده است. در این فیلم تا دلتان بخواهد ستاره هست. ریز و درشت و درهم. دانیل دیلوییس، ماریون کوتیارد، پهنهلوپه کروز، سوفیا لورن، نیکول کیدمن، کیت هادسون، جودی دنچ. بس است دیگر. با اینکه هر کسی از ننهاش قهر کرده (به یاد حامد بهداد در گربههای ایرانی) در این فیلم خوانده، ولی بعضی از ترانهها بسیار زیبا از آب درآمده. مثلاً Guido’s song که خود دیلوییس خوانده، my husband makes movies و take it all از ماریون کوتیارد و unusual way با صدای نیکول کیدمن بسیار زیبا اجرا شدهاند. این مجموعه را از اینجا دانلود کنید. این هم از لینک مستقیم. البته سه روز دیگر لینک مستقیم را بر میدارم. سایزش هم ۷۶ مگابایت است.
(فیلم محصول ۲۰۰۳ است) شروع به تماشای این فیلم کردم ولی یادم نیست که چطور شد فیلم را نیمه کاره رها کردم. شش سال تمام دنبال این بودم که ادامه فیلم را ببینم. تمام جزئیات یک ساعت و نیمی که دیده بودم در ذهنم بود تا اینکه در سال ۲۰۱۰ ادامهاش را دیدم و درودی بیکران فرستادم به روح آنتونی مینگلا به دلیل ساختن هنرمندانه این فیلم و ایجاد حس همزاد پنداری فراوان. بار اولی که فیلم را شروع کردم چقدر از رنه زلوگر و بازی او در کوهستان سرد بدم آمد و بعد از شش سال چقدر بازیاش را دوست داشتم. چقدر از یخ بودن، بیاحساس بودن، بیحال بودن و نچسب بودن جود لا خوشم میآید. مرا به یاد جوانیهای کلینت ایستوود میاندازد.پنج نرمافزار رایگان برای پارتیشنبندی هارد کامپیوتر
شما برای پارتیشنبندی هارد کامپیوترتان از چه نرمافزاری استفاده میکنید؟ از Fdisk ؟ یا از نرمافزارهای حرفهای تر؟ نرمافزارهای مختلفی برای پارتیشنبندی هارد درایوها وجود دارد. بسیاری از آنها پولی هستند مثل Partition Magic و برخی از آنها هم رایگان. در این مطلب پنج نرمافزار رایگان را در این مورد به شما معرفی میکنم.
Gparted
Gparted یکی از پراستفادهترین نرمافزارهای مدیریت پارتیشن است. این نرمافزار یک نرمافزار گرافیکی برای استفاده در لینوکس است. اما این بدان معنا نیست که در ویندوز و مک نمیتوان از آن استفاده کرد. اگر به صفحه دانلود آن بروید، توضیحاتی برای استفاده در ویندوز و مک وجود دارد.

EASEUS Partition Master Home Edition
EASEUS یک نرمافزار رایگان و کاربردی برای مدیریت پارتیشن است. البته این نرمافزار برای استفادههای خصوصی است و استفادههای تجاری از آن مجاز نمیباشد. برای دانلود آن میتوانید به این صفحه مراجعه کنید.
SwissKnife
این نرمافزار هم یکی از بهترین نرمافزارهای مدیریت پارتیشن است. یکی از ویژگیهایی که در این نرمافزار وجود دارد این است که از هارد درایوهای اکسترنال هم پشتیبانی میکند. برای دانلود آن اینجا کلیک کنید.

Parted Magic
این نرمافزار فقط برنامهای برای مدیریت پارتیشن نیست. در واقع میتوان گفت Parted Magic یک سیستم عاملی است که شامل برنامههای مختلف برای مدیریت هارد کامپیوتر شماست. یک راهنمای کامل هم برای استفاده از این نرمافزار وجود دارد. این نرمافزار سرعت بسیار بالایی دارد و از هاردهای اکسترنال هم پشتیبانی میکند. این نرم افزار را از اینجا دانلود کنید.
Partition Logic
این نرمافزار آخرین نرمافزاریست که معرفی میشود. این نرمافزار هم به مانند یک سیستم عامل میکند و میتواند از روی سی دی یا فلاپی بوت شود. البته این نرمافزار محدودیتهایی هم دارد. از جمله اینکه با هاردهای ساتا کار نمیکند و پارتیشنها را به صورت ntfs فرمت نمیکند. برای دانلود آن اینجا کلیک کنید.

در توييتر دنبال كنيد
مشترك فيد شويد
مشترك ايميلي شويد

آخرین دیدگاهها