کسانی که از ویندوز استفاده میکنند حتماً با این مشکل برخورد کردهاند که در محیط cmd دکمههای ترکیبی Ctrl + V کار نمیکنند و شما نمیتوانید از این دکمهها برای پیست کردن استفاده کنید. در نتیجه تنها یک راه برای انجام این کار وجود دارد و آن استفاده از کلیک راست موس است. در این مطلب با هم از روشی استفاده میکنیم که این مشکل حل کنیم.
برای حل این مشکل باید از اسکریپتی استفاده کنیم که استفاده از کیبورد را در این حالت امکانپذیر کند. ولی قبل از آن باید نرمافزار AutoHotkey را از سایتش دانلود و نصب کرده باشیم. این نرمافزار تنها ۱٫۹۵ مگابایت است. بعد از دانلود و نصب این نرمافزار باید یک اسکریپت جدید بسازید و کد زیر را در آن وارد کنید.
#IfWinActive ahk_class ConsoleWindowClass
^V::
SendInput {Raw}%clipboard%
return
#IfWinActive

حالا هر وقت اسکریپت ساخته شده را اجرا کنید میتوانید در محیط cmd از کلیدهای ترکیبی Ctrl + V استفاده کنید. برای اینکه نیازی به ساختن اسکریپت نداشته باشید میتوانید آن را به صورت آماده از اینجا دانلود کنید.
پینوشت: قبلاً روش قطع صدای اسپیکرها با استفاده دکمه Caps Lock را با استفاده از اسکریپت مشابهی توضیح داده بودم.
از اینجا یاد گرفتم.
برچسبها: Autohotkey, cmd, Ctrl + V, اسكريپت, محيط cmd
مطلب كامل را بخوانيد |
۳ نظر »
این روزها بعید است پیش کسی اسم ویکتوریا را بیاورید و او به یاد سریال ویکتوریا که مدتها از شبکه فارسی وان پخش میشد نیفتد. سریالی که در دستهبندی سریالها و فیلمها جزء سریالهای زرد جای میگیرد. کافیست به نمره آن در imdb نگاهی بیاندازید. ۵٫۹ برای سریالی که با این استقبال مواجه شد نمرهای به شدت ضعیف محسوب میشود. اما موضوع این مطلب هیچ ربطی به این سریال ندارد. این مطلب به بهانه تماشای فیلم ویکتوریای جوان نوشته شده است.
فیلم ویکتوریای جوان (Young Victoria) داستان ویلیام پادشاه انگلستان است که بر اساس رسوم سلطنتی، برادرزاده ۱۸ ساله خود – ویکتوریا – را به جانشینی خود انتخاب میکند. اما ویکتوریا در بند مادرش و سر جان کانری گرفتار شده که رویای پادشاهی را در سرش میپروراند …
به شخصه علاقه خاصی به فیلمهای تاریخی دارم. کاراکترهای تاریخی را میتوان به طرق مختلف نمایش داد. مثلاً تا به حال چندین فیلم درباره ویکتوریا ساخته شده است. اما ویکتوریای جوان تمرکز خاصی روی جوانی ویکتوریا دارد. در حالیکه او ۶۳ سال بر انگلستان حکومت کرده است. فیلم داستان دخترکی معصوم است که به یکباره پادشاه یک کشور میشود. خط سیر اصلی فیلم رابطه بین ویکتوریا و آلبرت است که در نهایت هم به ازدواج این دو میانجامد. البته ضلع سومی هم بعداً اضافه میشود که شاید سرشناسترین بازیگر این فیلم باشد. پل بتانی. قبلاً از او فیلمهای دیگری چون داگویل و رمز داوینچی را هم دیدهایم و معمولاً در نقشهای منفی بازیهای درخشانی را از خود ارائه میدهد. کارگردانی این فیلم را ژان مارک واله به عهده داشته است. او یک کارگردان فرانسوی تبار است که در این فیلم بیشترین توجه خود را به طراحی دکور و لباس کرده است و شاید به همین دلیل باشد که این فیلم در اسکار ۲۰۱۰ جایزه بهترین طراحی صحنه را به خود اختصاص میدهد. اگر در تیتراژ فیلم دقت کنید یک نام بسیار آشنای دیگر را هم مییابید که کسی نیست جز مارتین اسکورسیزی. جالب است بدانید که اسکورسیزی جزء تهیه کنندگان این فیلم است. با توجه به اینکه این فیلم قرن نوزدهم را به نمایش میکشد و داستان در انگلستان رخ میدهد، بازیگران باید لهجه انگلیسی داشته باشد. آن دسته از بازیگران که اصلیت انگلیسی ندارند هم لهجه انگلیسی را عالی صحبت میکنند. بازی بازیگران در مجموع خوب و قابل قبول است. البته بازیگران نقش منفی یعنی سر جان کانری و لرد ملبورن بازی چشمگیرتری را ارائه میکنند. به ویژه سر جان کانری که چهره یک قدرت طلب واقعی را به خوبی به تصویر میکشد. رفتارهایش با ویکتوریا گاهی باعث ایجاد حس تنفر در بیننده میشود.
این فیلم با اینکه یک فیلم تاریخی است ولی برخی مسائل آن واقعیت ندارد. مثلاً در سوء قصدی که به ملکه ویکتوریا انجام شد، شاهزاده آلبرت هیچ آسیبی ندید ولی برای اثرگذارتر کردن فیلم این قسمتها به فیلم اضافه شده است. یا اینکه در کتابهای تاریخی آمده که ویکتوریا چپ دست بوده ولی در فیلم با دست راستش نقاشی میکشد.
برچسبها: سينما, سينماي انگلستان, فارسي وان, مارتين اسكورسيزي, ويكتوريا, ويكتورياي جوان, پل بتاني
مطلب كامل را بخوانيد |
۳ نظر »
توضیح: اگر شاتر آیلند را ندیدهاید و قصد تماشایش را دارید این متن را نخوانید. چون ممکن است بخشی از داستان فیلم را لو بدهد.
شاتر آیلند یا جزیره شاتر داستان یک مارشال فدرال است به نام تدی دانیلز که لئوناردو دیکاپریو نقشش را بازی میکند. او به همراه همکارش چاک که مارک روفالو ایفاگر نقش اوست، به یک آسایشگاه بیماران روانی در جزیرهای به نام شاتر میرود تا درباره ناپدید شدن یکی از بیماران آنجا به نام راشل سولاندو که فرزندان خود را خفه کرده است، تحقیق کند. اما او هدف دیگری هم دارد: انتقام از اندرو لیدیس. مردی که همسرش را کشته است.

شاتر آیلند یا جزیره شاتر بر اساس رمانی از دنیس لوهان ساخته شد. رمان شاتر آیلند در سال ۲۰۰۳ منتشر شد و امتیاز آن به فونیکس پیکچرز فروخته شد. تبدیل رمان به فیلمنامه یک سال طول کشید. در این یک سال مارتین اسکورسیزی به انتخاب بازیگران مشغول بود. البته مثل همه فیلمهای اخیر اسکورسیزی، نقش اول فیلم را لئوناردو دیکاپریو بازی میکند. در واقع زوج کارگردان – بازیگر اسکورسیزی – دنیروی سالهای دور به زوج اسکورسیزی – دیکاپریوی این چند ساله تبدیل شده است. البته دیکاپریو هم نشان داده است که بازیگری نیست که تنها به خاطر چهرهاش انتخاب شده باشد. پیچیدگی نقش او در فیلم شاتر آیلند ما را به یاد نقشش در فیلم هوانورد مارتین اسکورسیزی میاندازد. حتی از بعضی جهات نقش دیکاپریو در این دو فیلم کاملاً شبیه هم است. دو قهرمان با ظاهری موجه و قدرتمند و از درون تهی. دیکاپریو برای بازی در این فیلم، چند فیلم از فیلمهای کلاسیک تاریخ سینما مثل لارا، از دل گذشتهها و سرگیجه را نگاه کرد. فیلمهایی که قهرمانان آنها کارآگاهانی نگران و مشکوک بودهاند. البته بازی زیبا و تاثیر گذار در فیلم شاتر آیلند مختص لئوناردو دیکاپریو نیست. بن کینگزلی که نقش پزشک مسوول آسایشگاه را داشت، اگر بهتر از دیکاپریو نبوده باشد، ضعیفتر هم نبوده است. بازی درخشان بن کینگزلی این توهم را ایجاد میکند که او و کارکنان تیمارستانش همه مشکوک هستند و رازی را پنهان میکنند.
یکی از اثرگذارترین و مرموزترین آیتمهای این فیلم موسیقی آن است. با توجه به اینکه داستان فیلم به دهه ۱۹۵۰ مربوط است، موسیقی آن نیز شبیه به فیلمهای آن دوره ساخته شده است. هراسآور و مرموز. موسیقی فیلم را در کنار بازی مرموزانه بازیگران، داستان پیچ در پیچ و فضای قدیمی فیلم بگذارید. نتیجهاش میشود فیلمی به نام شاتر آیلند.
البته این که من به شخصه یکی از طرفداران مارتین اسکورسیزی هستم، دلیل نمیشود که از آن انتقاد نکنم. با اینکه فیلم به شدت تاثیر گذار بود و بیننده را با خود تا عمق داستان میبرد اما با دیدن آن ناخودآگاه یاد یک فیلم دیگر افتادم. فیلمهایی که شاید قرابتی با هم نداشته باشند ولی پایان کاملاً متضادشان، آنها را در یک ردیف قرار میدهد. وقتی تیتراژ پایانی فیلم را دیدم بلافاصله فیلم دیگران از آلخاندرو آمنابار به یادم آمد. البته برای لو نرفتن داستان، توضیح بیشتری نمیدهم. ولی این را نکته خوبی نمیدانم که بیننده با دیدن یک فیلم به یاد فیلم دیگری بیفتد.
من از بین ده فیلمی که نامزد اسکار ۲۰۱۰ بودهاند، هفت فیلم را دیدهام. انصافاً شاتر آیلند از همه آنها حتی آواتار و گنجه درد هم قویتر بود. مطمئناً این فیلم را در بین نامزدهای اسکار ۲۰۱۱ خواهیم دید.
برچسبها: shutter island, جزيره شاتر, سينما, شاتر آيلند, لئوناردو دي كاپريو, مارتين اسكورسيزي, هاليوود
مطلب كامل را بخوانيد |
۵ نظر »
قبلاً در این مطلب یک قالب زیبا به نام tutorialicious را فارسیسازی کرده و در اختیار خوانندگان این وبلاگ قرار داده بودم. امروز یک قالب زیبای دیگر را برای وردپرس فارسی کردهام به نام cleanito. این قالب یک قالب بسیار زیبا، ساده و سبک است که تصویری از آن را در شکل زیر میبینید. در واقع همین قالبی است که در حال حاضر روی این وبلاگ وجود دارد.

این قالب دارای ویجت اشتراک فیدبرنر، اشتراک ایمیلی و توییتر است. در ضمن شما میتوانید یکی از دستهها را انتخاب کرده و هر تعداد از مطالب آن دسته را که خواستید به صورت اسلایدی نمایش دهید. این قالب قابلیت اضافه کردن ویجت را هم دارد. در ضمن میتوان به این قالب thumbnail هر مطلب را اضافه کرد. بدون اینکه نیازی به ایجاد custom fileds باشد. کسانی که از طریق فید این مطلب را میخوانند اینجا کلیک کنند تا نمونه این قالب را مشاهده کنند. خود قالب را هم از اینجا دانلود کنید.
برچسبها: wordpress theme, قالب, قالب وردپرس, وردپرس
مطلب كامل را بخوانيد |
بدون نظر »
زندگی این روزهای ما در دو کلمه خلاصه شده است: یوزر نیم و پسوورد. کمتر کسی را میتوان پیدا کرد که تعداد اکانتهای مختلفش محدود و انگشتشمار باشد. اکثر افراد در حال حاضر دارای ایمیل یاهو، جیمیل، ایمیل سازمانی، توییتر، فیسبوک، مای اسپیس، دلیشس، دیگ و اکانتهای مختلف و فراوان دیگری هستند. یک مشکل عمده در این موارد حفظ کردن اکانتها و پسووردهای سایتهای مختلف است. قبلاً در مورد این صحبت کرده بودم که بهتر است اکانتهای مختلف و پسووردهایمان یکسان نباشند تا بتوانیم سطح بالاتری از امنیت را تجربه کنیم. ولی مطلب امروز به نوعی مشکل همه را میتواند حل کند: logaway.

logaway سرویسی است که این مشکل را حل کرده است. کافیست در این سایت یک اکانت رایگان را در کمتر از یک دقیقه ایجاد کنید. بعد از مشخص کردن نام و ایمیل خود پسوورد مورد نظرتان را وارد میکنید. اما کار به همینجا ختم نمیشود. باید یک پسوورد دیگر هم تعیین کنید که به آن logaway key میگوییم. یعنی شما برای ورود باید دو بار و دو پسوورد مختلف را وارد کنید.

بعد از این مرحله ایمیلی برای شما میآید که حاوی لینک فعالسازی است. بعد از کلیک روی لینک مذکور ثبت نام شما تایید و از شما درخواست میشود که وارد شوید.

برای استفاده از این سرویس سه مرحله وجود دارد. اول دکمه Bookmark Login را با موس گرفته و روی تولبار مرورگر خود بیاندازید.

سپس روی Take Me to Step 2 کلیک کنید.در مرحله دوم اطلاعات ورود سایتهای مختلف را با کلیک روی آیکون سایتها وارد کنید. تعداد سایتهای وارد شده در این پایگاه اطلاعاتی مسلماً پاسخگوی نیازهای شما خواهد بود.

در مرحله سوم توضیح داده میشود که در سایتهایی با نوار سبز به صورت اتوماتیک لاگین خواهید شد ولی اگر سایتی نوار قرمز رنگ داشت، به یک مرحله اضافی نیاز دارید. این مرحله اضافی شامل کلیک روی ابزار bookmark login است که در مرحله اول به مرورگر اضافه کرده بودیم. از اینجا به بعد به تنها چیزی که نیاز داریم، اضافه کردن سایتهای جدید در قسمت My Websites است.

منبع
برچسبها: logaway, اكانت, لاگين, وب سايت, يوزر نيم, پسوورد
مطلب كامل را بخوانيد |
۳ نظر »
چند روز قبل بیهدف شبکههای ماهوارهای را عوض میکردم که تیتراژ ابتدایی یک فیلم نظرم را جلب کرد. فیلم ماتریکس بود. فیلمی که در سال ۱۹۹۹ ساخته شده بود ولی من آن را یکجا با ورژنهای بعدی که در سال ۲۰۰۳ ساخته شدند، دیدم. دوباره فیلم را تا به انتها نگاه کردم. بار اول تعطیلات نوروز بود و سهگانه ماتریکس در سه روز پیاپی نمایش داده شد. شاید هم سینما یک بود که شبهای جمعه پخش میشد. درست یادم نیست. فقط یادم هست که منتقد این فیلم کسی نبود جز نادر طالبپور. طالبپور از صهیونیستی بودن ماتریکس سخن گفت و زایان را در واقع کوه زایون (صهیون) دانست و …
البته برایم مهم نبود که او چه میگوید.فیلم آن قدر جذاب و تاثیر گذار بود که حرفهای منتقدی که به زور سعی داشت آن را تبلیغ غیرمستقیم صهیونیسم جلوه بدهد برایم کماهمیت و شاید بیاهمیت جلوه بدهد. گرچه نسخههای بعدی ماتریکس هرگز موفقیت نسخه اصلی را به دست نیاوردند. این فیلم در حال حاضر در بین ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ از دید کاربران imdb رتبه ۲۷ را به خود اختصاص داده است. نویسنده و کارگردان این فیلم اندی واچفسکی و لانا واچفسکی هستند و بازیگر اصلی فیلم کیانور ریوز است. البته قرار بود ویل اسمیت نقش نئو را بازی کند ولی پس از اینکه اسمیت از فیلمنامه خوشش نیامد نقش را به کیانور ریوز، پسر خجالتی هالیوود سپردند. فیلم در اسکار آن سال چهار جایزه را از آن خود کرد. چهار جایزهای که البته به جلوههای صوتی و تصویری آن مرتبط بودند. کار نویسندگی و کارگردانی این فیلم بسیار هنرمندانه انجام شد. الان فکر میکنم که این دو برادر چیزی از برادران کوئن کم نداشتند و توانستند کاری درخشان را در تاریخ سینما رقم بزنند.

این فیلم داستان فردی معمولی است به نام تامس اندرسن که متوجه میشود دنیای فعلی ما در حقیقت وجود خارجی ندارد و در واقع در زمان آینده به سر میبرد. زمانی که کامپیوترهای بزرگ بر سیاره زمین حکمرانی میکنند. ماتریکس یک فیلم اسطورهای است. فیلمی که از نظر مضمون بسیار تکراری است: نبرد خیر و شر و پیروزی خیر. اما این نبرد در فاز زمانی حال و آینده رخ میدهد و بیننده را در مورد ماهیت جهان به فکر وادار میکند. نبرد پایانی فیلم بین نئو و کارآگاه اسمیت، مصداق بارز برخورد همیشگی بین فرشتگان و اهریمنان است. نبردی که اینجا به شکست اهریمن منجر میشود.
نکته جالب در مورد فیلم ماتریکس این بود که بسیاری از فیلسوفان با دیدن این فیلم به نقد فلسفی فیلم پرداختند و آن را نشانه مرگ فلسفه یا مرگ فلسفه دکارتی دانستند و شروع دورهای جدید به نام پسافلسفه یا postphilosophy . ریچارد رورتی یکی از فیلسوفان معاصر در مورد فیلم ماتریکس میگوید:
بالاخره فلسفه در قرن بیستم، آستین هایش را بالا زد تا خود را از شر چندقرنه این کاریکاتور دکارتی از وضعیت بشر خلاص کند. امروزه فیلسوفان بسیاری هستند که این پیشنهاد دکارت را به مسخره می گیرند، این پیشنهاد که ذهن مکانی خصوصی است و در آن چشمی درونی به تماشای صحنه هایی نشسته که برآنها پرده تئاتری درونی باز می شود. صحنه هایی که ممکن است هیچ ربطی با آنچه در بیرون، یعنی در جهان واقعی، رخ می دهد نداشته باشند. دو فیلسوفی که بیشترین وقت را صرف این کردند تا ما متقاعد شویم که این پیشنهاد را در نهایت جدی نگیریم یکی لودویک ویتگنشتاین، فیلسوف برجسته ولی عجیب و غریب وینی بود و دیگری دانلد دیویدسن، استاد فلسفه در دانشگاه برکلی، که در ٣٠ آگوست ٢٠٠٣ در سن ٨۶ سالگی درگذشت.
شاید زندگی تنها یک رویا باشد. شاید واقعیت با آنچه به نظر می رسد بالکل فرق داشته باشد. شاید زبان آدمی برای بازنمایاندن آن واقعیت ناتوان باشد. شاید اذهان ما انسان ها به سادگی قادر به درک آنچه اتفاق می افتد نباشد. شاید ما تنها مغزهایی در خمره هستیم که توسط تکانه های الکتریکی، که وضعیف های ذهنی ما را تغییر می دهند، تغذیه می شویم و به وسیله آن تکانه ها، شبه تجاربی از جهانی خیالی خلق می کنیم.این سلسله شاید های شکاکانه میراث ما از رنه دکارت است فیلسوف به ناحق تاثیرگذار قرن هفدهم. کسی که پیشنهاد کرد آنچه در اذهان ما اتفاق می افتد ممکن است با آنچه در خارج از آنها اتفاق می افتد هیچ ربطی نداشته باشد. یکی از دلایلی که فیلم هایی مانند ماتریکس میان عوام محبوبیت پیدا می کنند این است که مردم برای آنکه بتوانند برطبق برخی نتایج پارادوکسیکال آن پیشنهاد عمل کنند، آنها را محرک می یابند. این خود نشان می دهد که چرا دانشجویان بسیاری از بعضی دروس فلسفه لذت می برند دروسی که در آنها از دانشجو خواسته می شود که درباره احتمالات دور از ذهنی مثل طیف معکوس تعمیق کند – طیف معکوس فرضیه ای است که به یمن وجود تفاوت های عصب شناختی مربوط به جنسیت بر آن است که، وقتی مردان به آسمان صاف نگاه می کنند همان رنگی را می بینند که زنان هنگام نگاه کردن به ماشین های آتش نشانی می بینند و بالعکس. طیف رنگی مردان، معکوس طیف رنگی زنان است. ولی از آنجا که مردان و زنان واژه های آبی، قرمز و مانند آن را به موضوعاتی واحد اطلاق می کنند هرگز در نخواهند یافت که در جهان هایی زندگی می کنند که رنگ آمیزی شان متفاوت است.
توضیح: صحبتهای ریچارد رورتی از مقاله واچفسکی ، اندی و لاری : ماتریکس که در روزنامه شرق مورخ ۲۴ آذر ۱۳۸۲ منتشر شده است استفاده شده است.
برچسبها: matrix, سينما, فلسفه, فيلم, كيانو ريوز, ماتريس, ماتريكس, هاليوود, واچفسكي
مطلب كامل را بخوانيد |
بدون نظر »
شما از کدام نرمافزار فشردهساز استفاده میکنید؟ WinRar ؟ WinZip ؟ یا نرمافزار دیگری؟ آیا تا به حال ۷zip را امتحان کردهاید؟ اگر این نرمافزار را نمیشناسید بهتر است آن را امتحان کنید. برای دانلود آن میتوانید به سایت http://www.7zip.com بروید. البته این نرمافزار مخصوص کاربران ویندوز است و کسانی که از لینوکس یا مک استفاده میکنند امکان استفاده از این نرمافزار را ندارند. این نرمافزار علاوه بر فرمتهای معمول فشرده مثل rar یا zip از فرمت ۷z هم پشتیبانی میکند. به نظر من این نرمافزار بسیار بهتر از مشابههای خود مثل WinRar و WinZip است. چرا ؟
هزینه: تقریبا همه نرمافزارهای فشردهساز پولی هستند ولی ۷zip یک نرمافزار کاملاً رایگان است. دیگر شما نیازی ندارید که برای نرمافزارهای فشردهساز پولی پرداخت کنید.
فشردهسازی فایلهای متنی: در شکل زیر یک فایل توسط سه نرمافزار WinRar, WinZip و ۷zip فشرده شدهاند. فایل اول فایل اصلی است که فشرده شده است. فایل دوم Zip، فایل سوم Rar و فایل چهارم فرمت ۷z است. حتماً میبینید که فرمت ۷z حجم فایل اصلی را به کمتر از یک سوم کاهش داده و از دو فرمت دیگر بهتر عمل کرده است.

فشردهسازی فایلهای JPEG: همانطور که در شکل میبینید، در فشرده کردن فایلهای JPEG هیچ سودی وجود ندارد. چون هر سه فرمت Zip، Rar و ۷z حجم فایل JPEG را از فایل اصلی بیشتر کردهاند. پس نتیجه میگیریم که فایلهای JPEG را نباید فشرده کرد.

فشردهسازی فایلهای Mp3: در شکل زیر مشاهده میکنید که نتایج فشردهسازی فایلهای Mp3 چگونه است.

فشردهسازی فایلهای bmp: شکل زیر را نگاه کنید که در آن یک فایل تصویری با پسوند bmp مورد آزمایش قرار گرفته است. شکل نشان میدهد که در فشرده سازی یک فایل bmp فرمت ۷z بهتر از دو فرمت دیگر عمل میکند.

در این چهار تست فرمت ۷z دو بار اول، یک بار دوم و یک بار هم سوم شد. فرمت Rar یک بار اول و سه بار دوم شد. فرمت Zip هم یک بار اول و سه بار سوم شد. این نتایج را بگذارید کنار این نکته که ۷zip یک نرمافزار رایگان است. نتیجهای که من میگیرم این است که ۷zip از WinRar و WinZip بهتر است.
منبع به اضافه حذف و اضافاتی از خودم.
برچسبها: 7z, 7zip, rar, winrar, winzip, zip, فشرده ساز, فشرده سازي
مطلب كامل را بخوانيد |
۱۳ نظر »
با وجود اینکه همیشه به ما توصیه میشود که پسوورد سایتهای مختلف را مشابه انتخاب نکنید، باز هم اکثر ما این اشتباه را تکرار میکنیم. دلیل این توصیه هم کاملا روشن است. در بسیاری از سایتها نام کاربری مورد استفاده است و اگر پسوورد شما در سایتهای مختلف یکی باشد و به هر دلیلی از جمله ضعف امنیتی آن سایت یا سوء استفاده مسوولان آن سایت، پسوورد شما لو برود، در واقع پسوورد شما در تمام سایتهایی که در آنها عضو هستید لو رفته است. در اینترنت سایتهای زیادی وجود دارند که پسووردهای انتخابی شما را تست میکنند و میزان قوی بودن آن را به شما یادآوری میکنند.
یکی از این سایتها سایت howsecureismypassword.net است. شما با ورود به این سایت و تایپ پسوورد خود پیغامی دریافت میکنید که به شما میگوید یک کامپیوتر خانگی چقدر طول میکشد تا این پسوورد را کشف کند. این زمان بر اساس روشهای brute forcing است که بر اساس آن کاراکترها به صورت تصادفی کنار هم قرار داده میشوند تا پسوورد شما هک شود. به خاطر داشته باشید که اگر یک کلمه ساده را برای پسوورد خود انتخاب کردهاید، معمولاً رمزگشایی آن به ساعت نمیرسد و بلافاصله کشف خواهد شد. بهترین حالت این است که شما پسووردی مرکب از حرف، عدد و کاراکتر انتخاب کنید تا مثل پسوورد من در شکل زیر ۶۰۷ هزار سال زمان نیاز باشد تا کشف شود!

سایت دیگری که برای تست کردن قوی بودن پسووردهای شما موثر و مفید است passwordmeter.com است. این سایت به شما پیشنهاد میکند که پسووردهایی انتخاب کنید که حداقل هشت کاراکتر باشند و در آن حروف بزرگ، حروف کوچک، عدد و علامت استفاده شده باشد و میزان قوی بودن پسوورد را با درصد به شما نشان میدهد. همان پسوورد قبلی را اینجا هم امتحان کردهام که پیچیدگی آن ۹۵ درصد است.

سایت سومی که در همین زمینه به شما کمک میکند، testyourpassword.com است. این سایت علاوه بر ویژگیهای دو سایت قبلی به شما پسووردهای تصادفی هم پیشنهاد میکند. روش ارائه نتایج قدرت پسوورد در این سایت به صورت ضعیف، متوسط، قوی و خیلی قوی است. ضمن اینکه در سمت چپ این وبسایت میتوانید با توجه به ویژگیهای مورد نظرتان یک پسورد تصادفی هم بسازید. در شکل میبینید که من همان پسوورد را در این سایت هم تست کردهام. نتیجه تست این سایت قوی بودن پسوورد را نشان میدهد.

برچسبها: password, strong password, آزمايش پسوورد, تست پسوورد, رمز, رمزگشايي, پسوورد, پسوورد قوي
مطلب كامل را بخوانيد |
بدون نظر »
آخرین دیدگاهها